وقتی اتوماسیونِ سرکوب علیه رژیم چرخید؛ پایانِ امنیت برای «آدمفروشها»
سالها بود که نهادهای امنیتی رژیم، از «فراجا» تا «سازمان اطلاعات سپاه (ساس)»، با صرف بودجههای میلیاردی و تکیه بر ابزارهای جاسوسی چینی و روسی، ادعای اشراف مطلق بر زندگی خصوصی مردم را داشتند. آنها با افتخار از «سربازان گمنامی» سخن میگفتند که گویی سایه به سایه هر ایرانی را تعقیب میکنند. اما اسفند ۱۴۰۴، نقطه عطفی در تاریخِ رسوایی این دستگاه بود. هک شدن دیتابیسهای لایه اول و دومِ سرکوب نشان داد که این «سربازان گمنام»، حتی توانایی حفاظت از فایلهای پرسنلی و لیست حقوقبگیران خود را ندارند. امروز، تمام آن «سایهها»، زیر نور خیرهکنندهی افشاگری، برهنه و بیدفاع شدهاند.
۱. از اقتدارِ ادعایی تا رسواییِ دیجیتال؛ دیوارِ آتشین یا پوشالِ کاغذی؟
نفوذ به حساسترین سرورهای عملیاتی رژیم، تنها یک حرکت فنی نبود؛ این یک «شبیخونِ اطلاعاتی» بود که کمرِ ساختار امنیتی نظام را شکست. انتشار لیستهای طولانی از پرسنلِ مخفی، شماره پرسنلی، و مبالغی که برای «فروختنِ هموطن» دریافت کردهاند، ثابت کرد که سیستمِ امنیتی رژیم نه یک دژ تسخیرناپذیر، بلکه یک خانهی پُر از موریانه است. تحقیرآمیزتر از این برای رژیم وجود ندارد که مدعیِ کنترلِ اینترنتِ یک کشور باشد، اما نتواند آدرسِ خانهی بازجویانش را از دستانِ هکرهای انقلابی مخفی نگه دارد.
۲. هشدار به مخبرانِ محلی؛ «آنتیویروسِ» رژیم برای شما کار نمیکند!
خطاب به آن «آدمفروشهای محلی» که در کوچهها و خیابانهای ایلام، کرمانشاه، تهران و زاهدان، جوانانِ وطن را شناسایی و به جلادان لو میدادند: «دورانِ گمنامیِ شما به پایان رسید.» در لیستهای هک شده، نام، شماره ملی، آدرس دقیق سکونت و حتی شماره حسابهای بانکی شما که با «پولِ خون» شارژ میشد، اکنون در دستِ هستههای مقاومت است. شما تصور میکردید که رژیم پشتِ شماست؛ اما حقیقت این است که سران نظام در پناهگاهها، حتی به فکرِ امنیتِ فایلهای کامپیوتری خود هم نبودند، چه برسد به امنیتِ جانِ شما! وقتی «ساس» نمیتواند از دیتابیسِ خود محافظت کند، چگونه میخواهد از شما در برابرِ خشمِ محله محافظت کند؟
۳. انتشارِ «لیستِ سیاه»؛ هیچ خانهی امنی وجود ندارد
امروز دیگر «خانهی تیمی» و «پلاکِ محرمانه» معنایی ندارد. انتشار عمومیِ آدرسِ دقیقِ مخبران و محل ترددِ مأمورانِ لباسشخصی، فضایِ شهر را برای مزدوران به یک زندانِ بزرگ تبدیل کرده است. این مقاله به تمام کسانی که نامشان در این لیستهاست هشدار میدهد: «چشمِ جامعه به روی شما باز شده است.» دیگر نمیتوانید صبحها به سرکوب بروید و شبها در همان محلهای بخوابید که فرزندانش را به گلوله بستهاید. هر همسایه، هر کاسب و هر رهگذر، اکنون پتانسیلِ این را دارد که بداند شما برایِ کدام نهادِ جنایتکار خدمت میکنید.
۴. تفرقه در دستگاهِ سرکوب؛ چه کسی لیست را فروخت؟
بزرگترین وحشتِ فعلی در میان فرماندهان فراجا و سپاه، این پرسشِ هولناک است: «کدام نفوذی درونی، کُد دسترسی را در اختیارِ هکرها قرار داده است؟» واقعیت این است که این سقوطِ سایبری، نتیجهی مستقیمِ ریزشِ وفاداری در بدنه فنیِ نظام است. پرسنلِ متخصصِ آیتی که از جنایاتِ بهمنماه به ستوه آمده بودند، درِ قلعه را از داخل باز کردند. این یعنی پارانویایِ مطلق؛ حالا سردار به سرهنگ شک میکند و مأمور به مدیر سیستم. این فروپاشیِ درونی، از هر حملهی نظامی برای رژیم کشندهتر است.
نتیجهگیری: پایانِ عصرِ مخفیکاری
سقوطِ سایبری در اسفند ۱۴۰۴، تیرِ خلاصی بر «اعتبارِ امنیتی» جمهوری اسلامی بود. رژیمی که نمیتواند از اطلاعاتِ هویتیِ مخبرانش دفاع کند، مرده است؛ فقط هنوز مراسمِ تدفینش تمام نشده است. به مخبران و آدمفروشها توصیه میکنیم پیش از آنکه عدالتِ خیابان سراغشان بیاید، دست از خیانت بردارند؛ هرچند که تاریخ، نامِ آنها را در «لیستِ ننگ» برای همیشه ثبت کرده است.
نفرتِ ملت اکنون آدرس دارد، نام دارد و شماره تلفن! و این یعنی، دیگر هیچکجا برایِ «دشمنِ مردم» امن نیست.