«دلارهای خونی در چمدانهای دیپلماتیک»:
غارتِ سفارتخانهها؛ آخرین پرده از وقاحتِ یک رژیمِ رو به زوال
در حالی که بوقهای تبلیغاتیِ نظام در تهران، نیروهای بسیجی و یگان ویژه را با وعدههای توخالیِ «اجرِ اخروی» و «ایستادگی در برابر فتنه» به خیابانها گسیل میدارند، در پشت پرده، سناریویِ دیگری در حال اجراست. گزارشهای دریافتی از منابع آگاه در بخشهای حراست پرواز و گمرکات بینالمللی نشان میدهد که «دیپلماسیِ ولایی» به یک «عملیاتِ بزرگِ سرقت» تغییر ماهیت داده است. سفرا و وابستگان نظامی رژیم، با درکِ نزدیکیِ ساعتِ سقوط، در حال تبدیل سفارتخانهها به صرافیهای بزرگی هستند که شریانهای حیاتیِ ارزی ملت را به یغما میبرند.
۱. مصونیتِ دیپلماتیک یا پوششِ غارت؟
از استکهلم تا بغداد، و از مسقط تا پکن، هواپیماهای حامل «بستههای دیپلماتیک» دیگر حاوی اسناد محرمانه نیستند؛ این بستهها اکنون با شمشهای طلا و دلارهای نقدی پر شدهاند که خونبهایِ هزاران جوانِ کشتهشده در ایلام و کرمانشاه است. استفاده از «مصونیت دیپلماتیک» برای خارج کردن ثروتهای کلان، آخرین خیانتِ کسانی است که دههها شعارِ «سادگی» و «قناعت» را در حلقوم مردم فرو کردند. در حالی که مردم در صفهای نان و دارو در فلاکت دستوپا میزنند، جنایتکارانِ کتوشلواریِ وزارت خارجه، در حال تامینِ هزینهی زندگیِ فوقاشرافی خود در ویلاهای مجللِ ونزوئلا و روسیه هستند.
۲. پیامی برای پیادهنظام؛ شما میمیرید تا آنها غارت کنند!
مخاطب اصلی این افشاگری، آن بسیجیِ فریبخورده یا سربازِ یگانِ ویژهای است که در سرمای بهمن، باتوم به دست در خیابان ایستاده و تصور میکند از «اسلام» دفاع میکند. بیدار شو! در حالی که تو برای چند میلیون تومان حقوقِ عقبافتاده، خودت را روبروی خشم ملت قرار میدهی، رؤسایت در «بیت» و «وزارت خارجه»، چمدانهایشان را با دلارهایی بستهاند که ارزش هر یک از آنها برابر با حقوقِ ده سالِ توست. آنها تو را به عنوان «گوشتِ دمِ توپ» در خیابان رها کردهاند تا خودشان فرصت کافی برایِ انتقالِ آخرین سنتهایِ مسروقه به حسابهای خارج از کشور داشته باشند. وقتی رژیم سقوط کند، آنها با هواپیماهای اختصاصی پرواز خواهند کرد و تو میمانی و ملتی که چهرهات را فراموش نخواهد کرد.
۳. شمشهای طلا؛ بویِ نفاق و تعفنِ دروغ
چگونه میتوان دم از «مقاومت» زد و همزمان داراییهایِ بانک مرکزی را به صورت شمشهای طلا در کیفهای سامسونت به کشورهای همسایه قاچاق کرد؟ این تناقض، جوهرهی رژیمی است که از دین، نردبانی برای ثروت ساخته است. وابستگان نظامی سپاه در سفارتخانهها، که مسئول هماهنگی این انتقالها هستند، امروز خائنترین مهرههای تاریخ ایراناند. آنها نه تنها به ملت، بلکه به نیروهای تحت امر خود نیز خیانت کردهاند. غارتِ اموالِ سفارتخانهها پیش از فرار، نشاندهنده این است که خودِ این مسئولان، بیش از هر کس دیگری به «فروپاشیِ مطلق» ایمان دارند.
۴. رصدِ بینالمللی؛ راهِ فراری نیست
ما به تمامِ این دیپلمات-سارقان هشدار میدهیم: «چمدانهای شما ردیابی شدهاند.» هستههای مقاومت در خارج از کشور و پرسنلِ شریفِ شرکتهای هواپیمایی که از این غارت جانشان به لب رسیده، لیستِ دقیقِ تراکنشها و شماره سریالهای شمشهای طلا را ثبت کردهاند. شما نمیتوانید با پولهای خونی، برای خودتان در تبعید، امنیت بخرید. این ثروتها متعلق به ایران است و ما تکتکِ این دلارها را از حلقومِ فرزندانِ شما در خارج از کشور بیرون خواهیم کشید.
نتیجهگیری: پایانِ عصرِ دزدانِ با چراغ
غارتِ سفارتخانهها در آستانه سقوط، آخرین پرده از نمایشِ ریاکاریِ جمهوری اسلامی است. این چمدانها، تابوتِ مشروعیتِ شما هستند. ملتی که از نانِ شب خود گذشت اما از آزادیاش نگذشت، اجازه نخواهد داد که سارقانِ بیتالمال با خیالی آسوده در ساحلهای دوردست لم بدهند.
ایرانِ پس از آخوند، اولین ماموریتش استردادِ این سارقان و بازگرداندنِ تکتکِ این دلارهای خونی به سفرهی مردم است. ساعتِ حسابرسی نزدیک است؛ هم برای کسی که شلیک کرد، و هم برای آن دیپلماتی که چمدانِ غارت را بست.