وقایع خونبار ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ (۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶)
این فاجعه در تاریخ معاصر ایران به عنوان یکی از سیاهترین و هولناکترین برهههای سرکوب ثبت شده است. گزارشهایی که از این دو شب مخوف به بیرون درز کرده، حکایت از ابعاد فاجعهای دارد که بسیاری آن را با کشتارهای بزرگ تاریخی مقایسه میکنند.
در حالی که جهان در آغاز سال ۲۰۲۶ میلادی به دنبال صلح بود، خیابانهای ایران در شبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ به مسلخ آرزوهای یک ملت تبدیل شد. با قطع کامل اینترنت و ایجاد تاریکی مطلق خبری، ماشین سرکوب رژیم تهران یکی از بیسابقهترین کشتارهای قرن را رقم زد؛ فاجعهای که آمارهای غیررسمی آن، لرزه بر اندام هر آزادهای میاندازد.
۱. نسل کشی
آماری که فراتر از یک فاجعه است
در حالی که نهادهای رسمی حاکمیت با وقاحت تمام، آمار کشتهشدگان را کاهش میدهد، گزارشهای درز کرده از منابع بیمارستانی، پزشکان قانونی و منابع خبری آمار کشتە شدگان را بە بیشتر از 30 هزار نفر اعلام کردند.
این عدد به معنای آن است که در هر ساعت، صدها نفر هدف شلیک مستقیم قرار گرفتهاند. اگر این آمار به طور کامل تایید شود، ما با چیزی فراتر از یک سرکوب روبهرو هستیم؛ این یک «نسلکشی سیاسی» برای بقای قدرت است.
۲. استراتژی «تاریکی و شلیک»
رژیم با قطع سراسری اینترنت، ابتدا چشمان جهان را بر ایران بست و سپس ماشه را چکاند. گزارشهای میدانی از شهرهایی چون رشت، کرمانشاه، کرج و تهران حاکی از آن است که نیروهای امنیتی نه برای پراکنده کردن، بلکه برای «کشتن» به خیابان آمده بودند. شلیک از فاصله نزدیک به سر و قلب معترضان، استفاده از تیربار در محلات مسکونی و مسدود کردن مسیر آمبولانسها، نشاندهنده یک جنون سازمانیافته بود.
۳. پول تیر
سردخانههای لبالب و تریلیهای حمل جسد
تکاندهندهترین بخش این تراژدی، گزارشهایی است که از کمبود کیسه جسد و استفاده از تریلیهای یخچالدار برای انتقال پیکرها به مکانهای نامعلوم خبر میدهند. دفنهای شبانه، تهدید خانوادهها برای سکوت و اخذ مبالغ هنگفت تحت عنوان «پول تیر» برای تحویل جنازه، لایههای دیگری از وقاحت ساختاری است که حتی به مردهها نیز رحم نمیکند.
۴. بنبستِ مشروعیت
وقتی اسلحه تنها زبان باقیمانده است
کشتار دیماه ۱۴۰۴ ثابت کرد که ساختار سیاسی در ایران به پایان راهِ اقناع رسیده است. حکومتی که برای بقا ناچار است در دو شب، ده هزاران نفر از شهروندان خود را به خاک و خون بکشد، مدتهاست که در واقعیت سقوط کرده و تنها با تکیه بر «نیزه» ایستاده است. اما تاریخ ثابت کرده که هیچ قدرتی نتوانسته است بر دریایی از خون، بنایی پایدار بسازد.
سخن پایانی
۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ دیگر تنها دو تاریخ در تقویم نیستند؛ آنها زخمهای عمیقی بر پیکره وجدان بشریاند. سکوت جامعه جهانی در قبال جنایتی با این ابعاد، دستکمی از مشارکت در آن ندارد. خونهای ریخته شده در این دو شب، سندی است بر این واقعیت که در ایرانِ امروز، بهای آزادی با جان هزاران انسان پرداخت شده است.