تا لرزه بر تنِ بیت؛ وقتی آتشِ خشم، مرز نمیشناسد
در تاریخ ۲۴ ژانویه ۲۰۲۶ (۴ بهمن ۱۴۰۴)، میدان «Medborgarplatsen» در استکهلم تنها یک نقطه جغرافیایی در سوئد نبود؛ بلکه سنگری بود که صدای مظلومیت جوانان غرق در خونِ کرمانشاه، ایلام و لرستان را به گوش جهان رساند. در این میان، اقدام شجاعانه به آتش کشیدن تصویر علی خامنهای، نمادی از فروریختن هیمنه پوشالی دیکتاتوری است که تصور میکند با دیوارکشی دور ایران میتواند خشم یک ملت را در حبس نگه دارد.
ثبت در قاب تاریخ؛ وحشتِ رژیم از «چهرههای عریان»
انتشار فیلمها و تصاویر این تظاهرات در رسانههایی چون «آواتودی» و «کورد کانال»، ماشین سرکوب رژیم را به تکاپو انداخته است. جمهوری اسلامی بیش از هر چیز، از دیده شدن چهرههای مصمم مبارزان در خارج از کشور هراس دارد. برای رژیمی که بر پایه ارعاب بنا شده، دیدن جوانی که بدون نقاب و با صدای رسا، راس هرم قدرت را نشانه میرود، به معنای ابطال تمام هزینههای گزافی است که صرف «صنعت ترس» کرده است.
کالبدشکافی انتقام قضایی؛ مجازاتهایی برای «آزادگی»
طبق آنچه در «قانون مجازات اسلامی» این رژیم قرونوسطایی آمده، اقداماتی نظیر آنچه من انجام دادم، تحت عناوین مجرمانه سنگینی طبقهبندی میشود که نشاندهنده بنبست فکری یک سیستم استبدادی است:
۱. اهانت به رهبری (ماده ۵۱۴): آتش زدن عکس خامنهای طبق این ماده، جرمی است که رژیم برای آن حبس و تحقیر در نظر میگیرد. اما فراتر از آن، در سالهای اخیر این اقدام را ذیل «افساد فیالارض» تعریف میکنند تا راه را برای صدور احکام سنگین هموار کنند.
۲. تبلیغ علیه نظام (ماده ۵۰۰): شرکت در تظاهرات استکهلم و مصاحبه یا ارسال فیلم برای رسانههای «معاند» (از نظر رژیم)، به عنوان فعالیت تبلیغاتی علیه امنیت ملی تلقی شده و برای آن مجازات حبس و محرومیتهای گسترده در نظر گرفته میشود.
۳. توهین به مقدسات: از آنجا که رژیم جایگاه رهبری را به شکلی بتگونه با مذهب گره زده است، هرگونه مخالفت با شخص اول نظام میتواند با اتهام واهی «توهین به مقدسات» روبرو شود که در قوانین رژیم، مجازاتهای بدوی و ضدانسانی دارد.
آپارتاید فراسرزمینی؛ تلاش برای خفه کردن صدای خارج
رژیم با رصد دقیق شبکههای اجتماعی و تلویزیونهای ماهوارهای، به دنبال شناسایی و پروندهسازی برای ایرانیان خارج از کشور است تا:
با تهدید خانوادههای آنها در داخل ایران، فشار روانی ایجاد کند.
در صورت بازگشت این افراد به کشور، آنها را مستقیماً از پلههای هواپیما به سلولهای انفرادی اوین و رجاییشهر منتقل کند.
نتیجهگیری: آتشی که خاموش نمیشود
آتش زدن عکس دیکتاتور در قلب اروپا، پیامی روشن به مزدوران رژیم در سفارتخانههاست: «دوران سکوت به پایان رسیده است.» رژیم ممکن است در دفترچههای مجازات خود، برای شعار «مرگ بر خامنهای» احکام اعدام و حبس بنویسد، اما واقعیت میدانی در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که این احکام دیگر کارکرد ارعابی ندارند.
هر فریادی که در استکهلم بر سر استبداد کشیده میشود، نوری است در تاریکی ایلام و کرمانشاه. شناسایی چهرههای مبارز توسط رژیم، نه نشانهی قدرت آنها، بلکه لیستی از «کابوسهای شبانه» نظام است. من و امثال من که ترس را به زانو درآوردهایم، معماران ایرانی هستیم که در آن، قانون به جای «مجازات منتقد»، «تضمین آزادی» را بر عهده خواهد داشت.