شکست مفتضحانه

دانشگاه، سنگر تسخیرناپذیر آزادی: شکست مفتضحانه «قرنطینه سیاسی» در بهمن ۱۴۰۴

در حالی که اتاقهای فکر امنیتی جمهوری اسلامی تصور میکردند با ابزار «آموزش مجازی»، صدای حقطلبی نسل جوان را در نطفه خفه میکنند، بهمن ماه ۱۴۰۴ به کابوسی بدل شد که در آن دیوارهای سیمانی دانشگاه فرو ریخت و خشم مقدس دانشجو به خیابان پیوند خورد. تلاش عبث رژیم برای بستن درهای دانشگاه، نه نشانهی قدرت، بلکه اعترافی صریح به وحشت از مغزهایی بود که دیگر با پروپاگاندای حکومتی شستشو نمیشوند.
شبیخون به آگاهی؛ وقتی «آموزش مجازی» ابزار سرکوب شد
با آغاز جرقههای اعتراض در اواخر دیماه، وزارت علوم با دستور مستقیم نهادهای امنیتی، به بهانههای واهی «آلودگی هوا» و «نقص فنی در سیستم گرمایشی»، کلاسهای حضوری را تعطیل و آموزش را به فضای مجازی منتقل کرد. اما این یک تصمیم آموزشی نبود؛ این یک «حبس خانگی دستهجمعی» برای نسلی بود که لرزه بر تن استبداد انداخته است. رژیم گمان میکرد با متفرق کردن دانشجویان و قطع ارتباط فیزیکی آنها، میتواند از شکلگیری هستههای مقاومت جلوگیری کند.

قیام ۶۳ دانشگاه: جغرافیای ایستادگی
برخلاف محاسبات رژیم، خیزش بهمن ۱۴۰۴ محدود به تهران نماند. از دانشگاه تبریز و فردوسی مشهد تا چمران اهواز و رازی کرمانشاه، ۶۳ دانشگاه بزرگ کشور به صحنه کارزار بدل شدند. دانشجویان با شکستن قرنطینه تحمیلی و تجمع در محوطههای پیرامونی و خوابگاهها، ثابت کردند که دانشگاه نه یک مکان فیزیکی، بلکه یک آرمان است.
ابتکار عمل:
استفاده از شبکههای اجتماعی بومیسازی شده و اپلیکیشنهای غیرمتمرکز برای هماهنگی تجمعات، عملاً طرح «تاریکی دیجیتال» حکومت را در محیطهای آکادمیک با شکست مواجه کرد.

وحدت دانشجو و کارگر:
برای اولین بار در دهههای اخیر، بیانیههای مشترک تشکلهای دانشجویی با سندیکاهای کارگری، وحشتی مضاعف را در دل «پاستور» و «بهستان» انداخت.

شعارهای رادیکال: عبور از فریب و هدفگیری رأس هرم
آنچه بهمن ۱۴۰۴ را متمایز کرد، پایان دوران شعارهای اصلاحطلبانه و مطالبات صنفی بود. فریادهای دانشجویان در این دوره، بدون لکنت، شخص اول نظام را هدف گرفت. شعارهایی که در کریدورهای دانشگاه تهران و صنعتی شریف طنینانداز شد، نشان داد که نسل جدید هیچ مشروعیتی برای «خلافت مطلقه» قائل نیست. عبور از واژگان محافظهکارانه و استفاده از ادبیات براندازانه، نشاندهنده آن است که دانشجو دیگر به دنبال «بهبود شرایط» نیست، بلکه به دنبال «تغییر دوران» است.
شکست پروژه «دانشگاه پادگانی»
حضور انبوه نیروهای لباسشخصی و حراست در محیطهای آموزشی نه تنها دانشجو را عقب نراند، بلکه به رادیکالتر شدن فضا دامن زد. رژیم با مجازی کردن کلاسها، عملاً اعتراف کرد که کنترل فضای فیزیکی دانشگاه را از دست داده است. امروز دانشگاه سنگری است که با هیچ بخشنامه و باتومی فتح نمیشود.
فروپاشی استبداد از لحظهای آغاز شد که دانشجو آموخت «ترس» تنها سلاح دیکتاتور است و با شکستن این سد، تمامیت نظام بە زانو درآمده است.
بهمن ١٤٠٤ نشان داد که دانشگاه نه تنها سنگر آزادی، بلکه گورستان توهمات یک رژیم تمامیتخواه است.

ادریس هاشمی سوئد
2026-02-06

وتارەکانی دیکەی نووسەر